نوشته‌ها

برای ایجاد یک رابطه عاطفی قوی چه اقداماتی را باید انجام دهیم؟

برای ایجاد یک رابطه قوی عاطفی چکار باید کرد؟ اصلا مهم نیست که او آقا مصرف کننده هست یا نیست، قطع کرده یا نه، حالش خوب هست یا نیست ، ما به عنوان یک خانم چه وظایفی داریم ؟ و چطور می تونیم محیط خانواده گرم و صمیمی تر بکنیم؟رابطه عاطفی

چگونه ایجاد رابطه جنسی سالم و ایده آل با همسر؟

بین رابطه جنسی و میزان علاقه بین زن و مرد رابطه مستقیم وجود دارد. اوایل ازدواج زن و مرد خیلی همدیگر را دوست دارند ، خیلی نقاط ضعف هم را ندیده اند به ایراد های هم دیگه اهمیت نمی دهند علاقه خاص هست که بیشتر هم بخاطر همان نیاز جنسی است.

نکته مهم که باید یاد بگیریم اینکه علاقمون رو در نظر بگیریم باید بپذیریم که طرف مقابلمون هم ایراداتی دارد مثل خود من ایراداتی دارم بهترین کار اینکه چشمان را روی ایرادات و نقاط ضعف هم دیگر ببندیم و بیشتر تمرکزم روی خودم باشد. من عنوان همسر چطور می توانم ایراد طرف مقابل رو ببینم ؟ اولین قدم این است که دوستش داشته باشم .

شناخت تفاوت های مهم جنسی زن و مرد:

خانم ها بیشتر دوست دارند در اتاق خواب مرحله پیش نوازی انجام شود اما در مورد مردان این مورد کمرنگ تر است .همانطور که در کتاب زنان ونوسی و مردان مریخی نوشته شده . این را من باید به همسر یاد بدم اما چطور ؟ نگم بدم میاد از این رفتارت یا از این کارهات این اسمش سرزنشه. خوبه تو صحبت هایی که می خوایم خواسته ها مون رو بهشون بگیم بجای اینکه بگم تو اینجوری هستی ، بگم من دوست دارم اینطوری با من رفتار کنی ، من دوست دارم قبل از انجام هرکاری حرفهای خوبی از تو بشنوم و علاقه ات رو بهم نشون بدی پس بجای اینکه همش تمرکز روی آقا باشه از خودم شروع کنم.

تفاوت دیگر اینکه وقتی آقایون به مرحله اورگاسم میرسن دیگه توانایی ندارند واکثراً می خوابن و اون انرژی ها در بدنشون پخش می شود و دیگه هیچ حسی ندارند. ولی یک خانم بعد از مرحله ارگاسم باز هم توانایی این رو دارد که رابطه جنسی را ادامه دهد. و معمولا بعد از ۶ یا ۷ ماه پس از ازدواج زوجین متوجه میشن تفاوت های همدیگرو و نسبت به هم شناخت پیدا می کنند و خانم و آقا متوجه میشن که چکار هایی انجام بدهند که طرف مقابل احساس بهتری داشته باشه. درواقع یه جورایی از نظر نجسی باهم آشنا می شوند.پس حالا که خانم این توانایی را دارد که بعد از ارگاسم باز هم همون حالت برانگیختگی رو داشته باشد بهتر است در رابطه جنسی اول خانم به ارگاسم برسد و بهتره که در این مورد با همسرمون صحبت کنیم تا رابطه خوشایندتر باشد.چرا در ارتباط با این نیاز و خواسته مون با همسر مون صحبت نمی کنیم ولی درمورد همه موارد دیگر راحت هستیم باهم؟

چرا نمی گم دوست دارم برای من چه کاری انجام دهی و حتی اگه آقا در این مورد صحبت کند می گیم که چقدر پرو شدی؟ با کی میگردی ؟ اینارو از کجا یاد گرفتی؟ اون روهم سرکوب می کنم: نکته اینکه اگه من نیاز جنسیم رو به همسرم نگم به کی بگم و بالعکس بعد ناراحت نشوم از اینکه کارهایی ازش سرزده چون من شنوده خوبی نیستم . پس بیایم تفاوت های هم دیگه را بشناسیم و به هم نزدیک تر شویم . همونطور که یک خانم مدیر خونه است یک هم باید برنامه ریزی کند برای روابط جنسی با همسرش و چگونگی انجامش. خانمی که نمی‌تونه تو این زمینه برنامه ریزی می کند تو ۵۰% موارد زندگی هم نمی تونه برنامه ریزی می کند و مرد همیشه ناراضی است.

مثال اینکه خانمی کدبانو آشپز و هنرمند باشه ولی آقا همیشه شاکیه ، بالعکس خانمی که برای همسرش تیپ میزنه شب که همسرش میخاد بیاد عطر میزنه آرایش میکنه اول اینکه به خودش می رسه دوم اینکه یه غذای خوب درست می کند رمز موفقیت یک خانم همین است .یک خانم باید برای خودش ارزش قائل باشد نه اینکه شب همسر وارد خانه میشه و زن اصلا حوصله حرف زدن نداره و خسته است از کارهای منزل و آقا هم آن طورکه باید قدردانی نمی کنه و میگه میخواستی نکن . هرچه ارتباط من و همسرم بهتر و صمیمی تر باشد حال فرزندان و حال اون خونه بهتره و اتفاقات بهتری تو اون خونه می افته. پس مدیریت رابطه جنسی با خانم است . برای این موضوع برنامه ریزی کنید.

بهداشت فردی :

که بسیار بسیار حائزه اهمیت است . افراد باهم متفاوت هستند شاید یک خانم باید هر روز یا یکی دوبار دوش بگیرد سپس بهداشت فردی را حتماً رعایت کنیم . یا رنگ کردن موها و زیبایی ظاهر و سایر موارد اصلا شاید مرد توجه نداشته باشد به این مسائل خودم هم توجه ندارم؟؟؟ گاهی وقتا خانم لجبازی می کند به آقا می گوید که استحمام کند آقا هم نمیره خانم هم دفعات بعد تلافی می کند در صورتیکه اشتباه است خانم به آقا باید یاد بدهد این موضوع را و زمانیکه مرتب و تمیز است به آقا ابراز کند تا در او انگیزه ایجاد کند.

تطابق جنسیایجاد تطابق میل جنسی :

خانم ها و آقایان گاهی از لحاظ میل جنسی باهم متفاوت هستند گاهی آقا سرد مزاج خانم گرم مزاج یا بالعکس . کمی بعد از ازدواج باید به یه سری تفاهمات برسیم . درمورد خانم گرم مزاج یه اتفاقاتی تو ذهن می یوفته یا یک‌سری مواد غذایی تاثیر گذاره که خانم احساس نیاز جنسی می کند پس سعی کنم اگه همسرم سرد مزاج هست کنترل روی احساس و تغذیه خودم داشته باشم و از طرف دیگه اون آقا رو بسازم. من چیزهای گرمی بیشتر بدم بخوره و با آن آقا کنار بیام و حال که یک خانم نتونه آقا رو به وجد بیاره اگه بخواهد. اکثر خانم ها با بوسیدن  ، نوازش کردن ، حرف های محبت آمیز شنیدن راضی می شن اما اگر آقایی دچار سرد مزاجی است و با خانم سعی کنه خودشو تطبیق بده با همسرش سعی کند با آقا صحبت کند و بلکه با همین بوسیدن و در آغوش گرفتن قبل از خواب راضی می شود. و در مورد خانمی که دچاره سرد مزاجی هست سعی کند بیشتر روی فکرش کار کند چون سرد مزاجی دلایل مختلفی داره همسرت را دوست نداری ، ارتباط جنسی خوبی نداری که سرد شدی ، از لحاظ روحی و جسمی آمادگی نداری…. اکثر خانم هایی که به سرد مزاجی می رسن مربوط به بی برنامه گی آنهاست، چطور واسه خرید کردن ، مهمانی ، غذا ، میوه … برنامه داره فرد ولی برای روابط جنسی اش اصلا برنامه ریزی نمی کنه نکته اینکه خانم های سرد مزاج اصلا اصلا سراغ فیلم و عکس های سکسی نروند و از آقایان هم بخواهند که این کار را نکنند و در اصل کاری کنند که آنها را جذب خودشون بکنند.

اعتماد به نفس جنسی: 

فرد باید از لحلظ جنسی به خودش اعتماد داشته باشد . خانمی که از اندام خودش راضی نیست ورزش کند چیزهای گیاهی بخوره که بدن روفرم باشه (هرچی هستی از خودت راضی باش ) ولی اگر نیستی تغییرش بده پیاده روی برو ، اینها حتی تو میل جنسی هم اثر گذاره . اگر لحاظ اعتماد به نفس قوی باشی می تونی از لحاظ جنسی هم به خودت اعتماد کنی پس خودت رو بساز اینطوری که باشد دیگه خانم نمی یاد فکر کنه که نکنه شوهرم با کسی هست یا بالاخره جامعه خرابه….. هیچ وقت از این فکرها نمی کنه . یک خانم اگر صد در صد کار خودش را انجام دهد از لحاظ زیبایی ، جنسی ، محبتی ، حمایتی ، عاطفی و مرد را سیراب کند مرد هیچ کجا نمی رود. بین زن و مرد همیشه باید یک حرمتی باشد اما اون حرمت نباید تو رختخواب باشد باید تو صحبت ها باشه موقع عصبانیت پس خانم باید سری کارهارو یاد بگیرد این همه تو اینترنت سرچ می کند راجع به غذا و لباس و …….. خب در این مورد هم سرچ کنه و اطلاعاتش رو ببره بالا اگر خانم روش نشه برای همسرش یک سری کارها رو انجام بده هستن کسانی که روشون میشه.

بیان مناسب انتقاد جنسی:

نگم بدم میاد این کاررو می کنی، بگو چیکار بکنه خوشت میاد بهش بگو . و فقط هم با زبان نباید باشه با حالتهایی که از خودت نشون می دی و رفتار ها بفهمم و بفهمونم چون خیلی از آقایان به زبان نمی آورند.همش نگم تو بلد نیستی تو اینجوری هستی تو تو تو ……………. از خودم بگم و بگم که چی دوست دارم.

ایجاد تنوع در رابطه جنسی :

تکرار ، تکرار ، تکرار از اول ازدواج چند حالت از روابط جسی یادمون هست هیچی جز دو سه حالت .فرد فکر می کنه اگر بخواهد به رابطه اش تنوع بدهد فکرهایی میاد توذهنش که مگه من زن خیابانی هستم مگه من هرزه ام…………. اگر هر روز یه نوع غذا بخوری آیا خسته نمی شی ؟ آیا اگه بخورم راضی ام ؟ یا مرد راضی هست؟ از پوزیشن های جنسی تو انترنت سرچ کن عکس بگیر برای همسرت هم بفرست و اصلا هم دیدنش حرام نیست رابطه راس یه روز یه ساعت و یک جا به خصوص نباشد و اینکه بهترین زمان رابطه صبح اول وقت است و البته با شرطی که مرد هم آماده باشد و اگر گفت نه اشکالی نداره قهر نکن فکر آقایان خیلی وقتها از طرف خانم ها پس زده نمی شوند پس پیش قدم شدن خانم اعتماد به نفس جنسی اون خانم رو می رسونه.

واضح صحبت کردن در ارتباط جنسی:

با کسی باید واضح صحبت کنم؟ با همونی که سالها در کنارش زندگی می کنم و باید تمام احساس و نیازهامو به اون بگم نه به هیچکس دیگه . بعضی خانم ها به اشتباه این حرفها رو با خواهر و دوستاشون می گن چرا با همسرم راحت صحبت نمی کنم اون همون کسیه که سالها دارم باهاش زندگی می کنم ، بد برخورد نکنم ،نصفه نیمه صحبت نکنم، واضح صحبت کنم که متوجه بشه. این واضح صحبت کردن چه تو احساسات جنسی چه تو شرایط و مسائل خانوادگی بسیار بسیار حائز اهمیت است . ایراد نگرفتن از ظاهر همدیگه: به مرور زمان ما دیگه اون آدم های سابق نیستیم از لحاظ ظاهری موها سفید شده احتمالا چاق تر شدیم ، بدن ها ریخته و دیگه اون جوانهای سابق نیستیم ولی هنوز در کنار هم هستیم و همسریم برای هم پس ایراد ها را نگوییم یا به شکل زیباتری گفته شود قربون صدقه اش بریم و با خوبی اون موارد روبگیم. اگر صورت خانم چروک باشه دوست داره که آقا بیاد بگه این چه وضعیه ؟ چرا انقدر چروک شدی ؟ پس آقا هم دوست نداره، چرا تو روابط فرازناشویی انقدر لذت می برن ؟ چون تو اون زمان از هم ایراد نمی گیرن ، غر نمی زنن و فرصت ایراد گرفتن از هم رو ندارن و به شدت از هم لذت  می برن، برای همینه که دوست ندارن از اون رابطه بیرون بیان.

خجالت کشیدن ممنوع:

تو رابطه جنسی هیچ خجالتی نباید باشه چون اون خجالت کشیدن باعث میشه خانم یه سری کارها رو انجام نده و همون باعث فاصله بین خانم و آقا میشه .خجالت کشیدم برای رابطه جنسی سم محصوب می شود. حیا در رابطه جنسی با همسر اشتباه است. خود پیامبر هم در این زمینه گفتن که خجالت جایی نداره. زمانیکه توخیابون لباسها یا رفتارها نامناسب داریم و همه چشم ها به سمت من است باید حیا کنم نه تو رابطه با همسرم .

آسیب شناسی خیانت و دلایل آن:

خیانت معضل جامعه امروز ماست. خیانت هم فقط رابطه جنسی نیست. اگر کاری می کنم که اگر همسرم بود انجام نمی دارم اسمش خیانت است.روابط فرازناشویی که امروزه داره ریشه خانواده ها رو میزند.

گاهی اوقات آقایی می خواهد خودش را محک بزند از لحاظ جنسی میره سراغ این مسائل اگر کمبود داشته باشد و یا خانمی که افسرده است کلافه اس از دست همسرش و گاهاً میوفته تو مسیر دیگه ای و احساسات دیگه ای را تجربه می کند و یک سری هیجانات که براش لذت بخش ولی واقعا روح روان را بهم می ریزد و فرد به ناکجا آباد می رساند. آقایی که میاد به خانم شوهر داره نخ می ده خیلی بی صفت است و وای به روزی که خانم سر نخ را بگیرد.

فضای مجازی و رسانه ها ، تعهد ها و فرصت ها :

این شبکه های اجتماعی هم برای ما فرصت ایجاد میکنه که خیلی چیزها رو یاد بگیریم هم تهدید می کند برای من که فرهنگش را ندارم و آدابش را بلد نیستم . حواسمون به خودمون باشه جایگاه انسانی ما به قدری بالا ، برتر و مقدس است که نباید گول مواردی که تو شبکه های اجتماعی پیش میاد را بخوریم.

و در نهایت اینکه قدر خودتان را بیشتر بدانید جایگاه والا و مقدس خودتون را به عنوان یک خانم بیشتر احساس کنید اون چیزی که بیرون از خونه به من لذت میده لذتش مقطعی هست ( مثل مواد زدن است) ولی عذابش زیاد است.سعی کنیم کدورتی داریم ناراحتی ای مشکلی داریم با همسرمان بین خودمان برطرفش کنیم . یک خانم این توانایی را دارد که زندگی ای را که به کف رسیده است ( در دوران اعتیاد زندگی ما ها به کف رسیده بود) را دوباره آباد کند و ما این توانایی رو داشتیم که دوباره آبادش کنیم و اونو بکشیم بالا. دوباره اون احساس خوب را بین خودمان و همسرمان ایجاد کنیم تا بتونیم اون رابطه عاطفی را داشته باشیم .پس اگر مشکلی با همسرتون دارید شما به عنوان یک خانم سازنده اون رابطه باشید.

دبیر این کارگاه آموزشی : سرکار خانم صبوری

گروه درمانی

گروه درمانی بهترین انتخاب برای درمان اعتیاد می‌باشد،چرا؟

گروه درمانی

گروه درمانی یکی از بهترین روشها برای درمان اعتیاد  است . در جمعیت ققنوس و یا در سایر گروه‌ها با ریشه یابی و دلایل پیدایش و گرایش اعتیاد برای تغییر در نوع زندگی خود گام بر می داریم.
یکی از دلایل برتر حضور در گروه درمانی تغییر اندیشه‌های اعتیاد است.

و هزاران دلیل دیگر که به شما پیشنهاد می‌دیم که این ویدئو را تا انتها تماشا کنید.

در گروه درمانی عوامل ناهشیار و گذشته ی فرد و بازسازی جنبه های اصلی شخصیت مورد توجه قرار می گیرد. بنابراین، طول مدت گروههای درمانی در مقایسه با روشهای دیگر به مراتب بیشتر است.گروه درمانی یا روان درمانی گروهی همانند روان درمانی انفرادی است با این تفاوت که در این روش روانشناس به جای تمرکز بر روی یک فرد و مشکلات مختص به وی با یک گروه و یا چندین نفر سروکار دارد.هر یک از اعضا مشکلات خود را در گروه مطرح می کنند. بازخورد و مشکلات دیگر اعضا را نیز می شنوند و در مورد آنها نظر، احساسات و افکار خود را بیان می کنند.در نتیجه این تعاملات،اعضای گروه در روند ایجاد تغییرات به یکدیگر کمک می کنند و روانشناس نیز به عنوان عضو تسهیل گر و بی طرف مسائل گروه را در مسیر مناسب و تا رسیدن به بینش هر یک از اعضا نسبت به مشکل خود هدایت می کند.
برای تماشای بیشتر فایل های آموزشی کلیک کنید.
برای عضویت در کانال آپارات جمعیت کلیک کنید.

آشنایی با انواع تفکر – تفکر ایستا و تفکر رشد

انسان ها در مواجهه با وقایع ، عملکردهای متفاوتی نشان می دهند. عملکرد هر فرد ناشی از طرز فکر و نوع نگرش او از محیط پیرامون است. آیا تاکنون فکر کرده اید چرا همه آدم های دور و برمان، طرز تفکر یکسانی ندارند؟ چرا از یک رویکرد مشابه، برداشت ها یکسان نیست؟

تعریف دو تفکر رشد و ایستا


طرز فکر ایستا همان تفکری است که وقایع را غیر قابل تغییر می داند. این افراد ذهنیت منفی داشته و برای مهارت و دانش، ارزشی قائل نیستند. حتما چنین افرادی را در بین دوستان خود دیده اید. اینها تصور می کنند تلاش ها و زحمات هرگز نتیجه ای ندارد و همه چیز از بدو خلقت مشخص شده است.

طرز فکر رشد ۱۸۰ درجه مخالف طرز فکر ایستا بوده و بر این باور است که همه شرایط را می توان تغییر داد. از تلاش هایی که برای  بالا بردن هوش و استعداد انجام می دهید تا همه مهارت هایی که کسب می کنید، منجر به ایجاد تغییر در شرایط موجود می شود.

 

در تفکر ایستا تنها به همان مقطع زمانی نگاه می شود و به زمانهای بعد و قبل آن توجه نمی شود.همانطور که از اسم تفکر ایستا مشخص است، در این نوع تفکر، شرایط را ثابت در نظر گرفته و تنها عامل موفقیت را خود فرد می دانند.

برای مثال، فکر کنید که می خواهید برای دانشگاه انتخاب رشته کنید.ممکن است بدون درنظر گرفتن شرایطی مثل آینده شغلی، تعداد فارغ التحصیلان، نیاز کشور و آینده کاری، دست به انتخاب رشته بزنید.در این نوع انتخاب، شما در واقع درگیر نوعی تفکر ایستا شده اید.

در تفکر رشد، شرایط محیطی و اطراف کاملا بررسی می شود.همچنین به اتفاق ها در طول زمان نگاه می شود و نه فقط زمان کنونی.یعنی به تغییرات شرایط در گذشته و همینطور آینده، نگاه می شود.شرایط همیشه متغیر است و نمی شود تنها به زمان کنونی نگاه کرد.مخصوصاً در کشورهایی مثل ایران که همه چیز به صورت روزانه در حال تغییر است.رک بگوییم، هر شب که می خوابیم و بیدار می شویم، اتفاقی افتاده و چیزی تغییر کرده و ما نمی توانیم بدون در نظر گرفتن آنها تصمیم گیری و یا انتخاب کنیم و در نتیجه به موفقیت برسیم.

همچنین در تفکر رشد، اعتقاد داریم که با تلاش و تمرین می توانیم قدر ذهن و تفکر را تقویت کنیم.

در صورتی که در تفکر ایستا، قدرت ذهن ثابت است. به قول معروف، تا نوک دماغ فرد فراتر نمی رود.

با این طرز تفکر، شما همانی هستید که هستید و نمی توانید خودتان را تغییر دهید.

نوجوان هایی که دارای طرز فکر رشد هستند، در برابر مشکلات و چالش ها، پایداری و پشتکار دارند و همین امر باعث تقویت هوش و توانایی آنها می شود.

تفاوت طرز تفکر ایستا و طرز فکر رشد چیست؟

برچسب های منفی بدون تردید روان کودک را آزار می دهد و طرز تلقی او را از محیط اطراف، سیاه و منفی می کند. از این بدتر مقایسه هایی است که اغلب پدر و مادرها یا معلم های مدرسه انجام می دهند.  هیچ دو انسانی شبیه هم نیستند بنابراین مقایسه دو کودک با هم اصلا قیاس درستی نیست. همه موارد موجب می شود تا فرد در بزرگسالی، طرز فکر رشد نداشته باشد و تماما تفکر ایستا و ذهنیت منفی را به کار ببرد.

این دو طرز تفکر اساس ایدئولوژی ذهنی افراد را تشکیل می دهند. در واقع معنای خیلی از کلمات در این دو باور، کاملا متضاد در نظر گرفته می شود. از نظر ظاهری و فکری تفاوت های زیادی بین این دو نگرش وجود دارد که می توان آن را در ۴ بخش جداگانه بررسی کرد:

  1. تلاش کردن
  2. شکست خوردن
  3. مشکلات و چالش ها
  4. دستاورها

·         تفاوت تلاش کردن

طرز فکر ایستا به طور جدی بر روی عدم نیاز به تلاش کردن پافشاری دارد. به نظر این افراد تنها افراد با استعداد موفق می شوند و اصلا نیازی به تلاش نیست. بسیاری از طرفداران این طرز فکر کار را به جایی رسانده اند که معتقدند: تنها احمق ها تلاش می کنند. حتما داستان ملخ سر به هوا و مورچه هایی که دانه برای زمستان ذخیره می کردند را شنیده اید. ملخ داستان نمونه بارز طرز فکر ایستاست که کارکردن را مساوی با حماقت می دانست.

طرز فکر رشد در تضاد با این تفکر است. کسانی که نگرش مثبت و رشد دارند برای تلاش ارزش زیادی قائل هستند. به نظر این افراد حتی کسانی که دارای استعداد و قریحه ذاتی هستند نیز بدون تلاش نمی توانند پیشرفت کنند. به این ترتیب مهم نیست با چه توانایی به دنیا می آیید همیشه امکان ترقی و موفقیت هست.

بصورت خلاصه : تفکر ایستا بر مبنای بودن و تفکر رشد مبر مبنای تبدیل شدن است.

·         معنای شکست خوردن

اگر تصور می کنید با هر شکستی، دنیا به آخر رسیده و زانوی غم بغل می کنید، یک مایندست ایستا هستید! در مایندست رشد، شکست اصلا بار منفی ندارد. بسیاری از افراد موفق در سطح جهان بارها و بارها شکست را تجربه کرده اند. شکست مالی، شکست در کار و …. همگی برای طرز فکر رشد تبدیل به پله هایی برای رسیدن به قله های موفقیت می شود.

·         طرز فکر رشد و چالش ها

در طرز فکر رشد وقتی کار بزرگتری را شروع می کنید احتمال روبرو شدن با چالش ها و مشکلات بزرگتری هم وجود دارد. شاید بسیاری از افراد در همان پله های اولیه متوقف می شوند و خود را درگیر مشکلات بزرگتر نمی کنند. در طرز فکر ایستا تا حد امکان افراد در منطقه امن خود فعالیت می کنند و وارد حوزه های چالش برانگیز نمی شوند. به نظر این افراد همه فعالیت های جدید، محکوم به شکست است.

·         تفاوت در معنای دستاوردها

به نظرتان دستاورها و موفقیت ها شامل چه چیزهایی می شود؟ ذهنیت ایستا تنها نتیجه کار را می بیند. بنابراین فرد سعی دارد که یک شبه به موفقیت برسد. برای مثال کسی که جایزه نوبل را برنده شده از نظر این افراد یک شبه زندگی اش تغییر کرده و به شهرت و ثروت رسیده است. در حالی که شاید همه جوانی یک فرد برای رسیدن به این نقطه از زندگی صرف شده باشد. اما در طرز فکر رشد و مایندست مثبت، برای موفقیت باید سالها تلاش کرد. برای کسب دستاورهای بزرگتر باید پشتکار زیادی داشت و از شکست و ناکامی ها دلسرد نشد. به نظر این افراد چیزی به نام یک شبه پولدار شدن اصلا وجود ندارد. همه مدیران موفق، سرمایه داران بین المللی، دانشمندان برجسته و … نتیجه سالها تلاش خود را دریافت کرده اند.

چگونه مشکلات خود را حل کنیم ؟

 

شعبه ابوذر

دبیر: آقای پرویز صحبتی

آموزشگر: خانم سلطانی

  • چه بسیار شود که چیزی را ناگوار شمارید ولی به حقیقت خیر در آن بوده است. «بقره، ۲۱۶»
  • روزی «زیبایی» و «زشتی» در ساحل دریا به هم رسیدند. آن دو به هم گفتند: «بیا در دریا شنا کنیم.» برهنه شدند و در آب شنا کردند. زمانی گذشت و زشتی به ساحل بازگشت و جامه‌های زیبایی را پوشید و رفت.

زیبایی نیز از دریا بیرون آمد و تن‌پوشش را نیافت. از برهنگی خویش شرم کرد و به ناچار لباس زشتی را پوشید و به راه خود رفت.

  • تا این زمان نیز، مردان و زنان، این دو را با هم اشتباه می‌گیرند. اما اندک افرادی هم هستند که چهره زیبایی را می‌بینند و فارغ از جامه‌هایی که بر تن دارد او را می‌شناسند و برخی نیز چهره زشتی را می‌شناسند و لباس‌هایش او را از چشم‌های اینان پنهان نمی‌دارد.

    چگونه باید مشکلات را حل کرد

  • در این زندگی چه بسیار زیبایی‌هایی که زشت می‌نمایند و چه زشتی‌هایی که زیبا جلوه می‌کنند. این کتاب درباره یکی از بزرگ‌ترین زیبایی‌هایی است که زشت جلوه‌گر شده است. زیبایی «مشکلات».
  • اصولا ما آدم‌ها از هرگونه سختی و دردسری بیزاریم و با شنیدن کلمه «سختی» منزجر و نگران می‌شویم. این مساله خود منعکس‌کننده نگاه و نگرش ما به واقعیت «مشکلات» است. ما اغلب مشکلات و سختی‌ها را به دو گونه تعبیر و توجیه می‌کنیم:
  1. بدشانسی و بداقبالی
  2. کیفر گناهان و اعمال ناشایست
  • هدف از این آموزش این است که چهره واقعی و اصیل و ارزش‌های نهفته در مشکلات و بحران‌ها به شما نشان داده شود و بار دیگر لباس زیبایی بر قامت مشکلات پوشانده شود، به صورتی که این تغییر نگرش باعث شود با آغوشی باز به استقبال این موهبت بزرگ الهی بروید و به جای آه و ناله و شکایت، خردمندانه از پس حل آن‌ها برآیید و از آن‌ها سود ببرید.
  • «مشکل، نگرشی است که نسبت به مشکل دارید.»
  • یک کاغذ سپید بردارید و در مرکز آن نقطه‌ای بگذارید. فرض کنید آن نقطه شما هستید. حالا دایره‌ای دور آن بکشید. نام این دایره، دایره نفوذ است. در واقع هر مساله‌ای که برای شما به راحتی قابل حل شدن است و شما را به دردسر نمی‌اندازد، در این دایره قرار می‌گیرد. حالا دایره‌ای بزرگ‌تر دور دایره نفوذتان رسم کنید. نام این دایره، دایره نگرانی است. وسعت دایره نفوذ نشان‌دهنده میزان توانمندی‌های شماست. هرچه انسان توانمندتر باشد، یعنی دایره نفوذ بزرگ‌تری داشته باشد، شرایط و مسائل بیشتری در دایره نفوذش قرار می‌گیرد.
  • دایره نفوذ و نگرانی انسان‌ها با هم متفاوت است، چون توانمندی‌ها و ظرفیت‌های افراد متفاوت است. ممکن است یک اتفاق برای یک نفر بحران بزرگ تلقی شود، اما همان مساله برای دیگری چیز مهمی محسوب نشود.

به عنوان مثال یک دانشیار در کارگروه صحبت می‌کند و از یک مشکل در زندگی شکایت می‌کند که از نظر بقیه مشکلی نیست و سعی می‌کنند با صحبت‌هایشان فرد را قانع کنند که این مشکل حل‌شدنی است و آن شخص قبول نمی‌کند. این نشان می‌دهد که به دلیل کوچک بودن دایره نفوذ، این مشکل آن قدر برایش بزرگ شده که باعث رنجش خاطرش شده است.

  • هرچه بیشتر رشد کنیم و تجربیات بیشتری به دست آوریم، دایره نفوذمان گسترده می‌شود و در واقع رشد چیزی جز گسترش دایره نفوذ نیست.
  • بلوغ مقوله‌ای مربوط به سن و سال نیست. خیلی‌ها از نظر سنی بالغ به نظر می‌رسند، اما با کوچک‌ترین مساله‌ای از کوره در می‌روند، افسرده می‌شوند و ماتم می‌گیرند. زیرا در واقع آن‌ها هنوز به رشد واقعی نرسیده‌اند.

به سادگی و از نوع مسائل و بحران‌های افراد می‌توان به رشد و پختگی آن‌ها پی برد. اینکه یک فرد چیزی را مساله و مشکل بداند منعکس‌کننده میزان بلوغ اوست. به عنوان مثال زمانی که من مشکلی را بزرگ می‌دانم، اگر همه جمع شوند و بگویند این مشکل بزرگ نیست، باز در ذهن من آن مشکل بزرگ است و این یعنی من هنوز به رشد واقعی نرسیدم و این نشان‌دهنده میزان بلوغ من است.

  • افراد در برابر مشکلات دو نوع عکس‌العمل نشان می‌دهند:
  1. برخی ترجیح می‌دهند که از دایره نفوذ خود خارج نشوند و از چیزی که باعث نگرانی می‌شود فاصله می‌گیرند و نمی‌خواهند با آن روبه‌رو شوند. این افراد به جای راه حل مسائل صورت مساله را پاک می‌کنند و یا نادیده می‌گیرند. آن‌ها امیدوارند با گذر زمان فرجی حاصل شود و مشکلات خود به خود حل شوند. به عنوان مثال، برخی افراد برای اینکه از مشکلات فرار کنند، روی به مواد مخدر می‌آورند.
  2. اما عده‌ای هم هستند که به استقبال مسائل و شرایط دشوار می‌روند، هرچند آزرده می‌شوند اما می‌دانند بهترین راه حل، فائق آمدن بر دشواری‌هاست. گروه دوم در واقع از طریق حل مسائل و مشکلات دایره نفوذ خود را گسترش می‌دهند. پس از حل هر مساله‌ای توان فرد برابر با اندازه آن مشکل رشد می‌کند. به صورتی که هر مشکل و شرایطی که به اندازه مشکل قبلی باشد به علت گسترش دایره نفوذ در این منطقه قرار می‌گیرد و آن‌ها دیگر از این بابت آزرده نمی‌شوند.
  • شما هیچ مشکلی ندارید تنها مشکلی که وجود دارد این است که فراموش کرده‌اید برای چه به دنیا آمده‌اید. قرار نبوده زندگی ساده باشد. قرار نبوده راحت و بی‌دردسر باشد. زندگی به این منظور طراحی شده است که شما را با چالش رشد و تغییر روبه‌رو کند تا انسانی خودآگاه‌تر و مهربان‌تر و کمال‌یافته‌تر شوید. زندگی به صورت یکنواخت معنا و مفهومی ندارد.
  • زندگی یک کلاس و دوره فراگیری مسائل ریاضی است. آن‌ها که فکر می‌کنند خوشبختی یعنی یک زندگی بدون مشکل و پیچیدگی، هنوز حقیقت آن را درک نکرده‌اند. اگر مساله‌ای نباشد، بحران و دردسری نباشد، انسان هیچ چیز یاد نمی‌گیرد و هیچ فرصتی برای رشد و تعالی نخواهد داشت.
  • هدف زندگی رشد و تعالی است. هدفی که بدون وجود مشکلات راهی برای دست یافتن به آن نخواهیم یافت. مشکلات به ما انگیزه پیشرفت و رشد می‌دهند. در واقع باید کلمه «مشکل» در ذهن ما به تداعی «پیشرفت» باشد، یعنی هر زمان به مشکلی برمی‌خوریم بلافاصله به جای احساس ناامیدی و ترس، از اینکه می‌توانیم ظرفیت وجودی خود را گسترش دهیم شاد شویم.
  • مشکلات و مسائل نه تنها کفاره گناهان‌مان نیست، بلکه عالی‌ترین نعمت‌های الهی است.

سلسله کوی دوست حلقه دام بلاست

هرکه در این حلقه نیست، فارغ از این ماجراست

  • نویسنده‌ای می‌گفت: «وقتی خدا بخواهد هدیه‌ای برای شما بفرستد، آن را در مشکلی می‌پیچد و هرچه مشکل بزرگ‌تر باشد، هدیه هم بزرگ‌تر است.» مشکلات، بدشانسی و بدبیاری نیز نیستند، بلکه بزرگ‌ترین فرصت‌ها و مجال‌ها در دل گرفتاری‌هاست.
  • «آلبرت اینشتین» معتقد است: «مجال در دل دشواری‌ها نهفته است.»
  • مشکلات، را شکلات کنیم. برای رویارویی با موانع دو راه داریم: مانع دیدن آن‌ها و تسلیم شدن، یا استفاده از آن‌ها. کسی می تواند بر مشکلات غلبه کند که آن‌ها را به نفع خود تغییر دهد. کوهنورد صخره‌ای را در پیش رو می‌بیند، از صخره بالا می‌رود و صخره تبدیل به استراحت‌گاه می‌شود. همه چیز در ارتقاء خود خلاصه می‌شود. اگر به مانع مانند چیزی که باید بر آن غلبه کنید بنگرید، مانع خواهد ماند. اگر به مانع، مانند چیزی که به آن نیاز دارید نگاه کنید، آن‌گاه به استقبال آن می‌روید.
  • در یک موزه معروف که با سنگ‌های مرمر کف‌پوش شده بود، مجسمه بسیار زیبای مرمرینی به نمایش گذاشته بودند که مردم از راه‌های دور و نزدیک برای دیدنش به آنجا می‌رفتند. کسی نبود که مجسمه زیبا را ببیند و لب به تحسین باز نکند. شبی سنگ مرمرینی که کف‌پوش سالن بود با مجسمه شروع به حرف زدن کرد:

– این منصفانه نیست، چرا همه پا روی من می‌گذارند تا تو را تحسین کنند؟ مگر یادت نیست ما هر دو در یک معدن بودیم؟ این عادلانه نیست. من خیلی شاکی‌ام.

مجسمه لبخند زد و آرام گفت:

– یادت هست روزی که مجسمه‌ساز خواست رویت کار کند چقدر سرسختی و مقاومت کردی؟

سنگ پاسخ داد:

– بله، آخر ابزارش به من آسیب می‌رساند. گمان کردم می‌خواهد آزارم دهد. من تحمل این همه درد و رنج را نداشتم.

و مجسمه با همان آرامش و لبخند ملیح ادامه داد:

– ولی من فکر کردم که به طور حتم می‌خواهد از من چیزی بی‌نظیر بسازد. قطعا قرار است به یک شاهکار تبدیل شوم. به طور یقین در پی این رنج، گنجی نهفته است. به او گفتم هرچه می‌خواهی ضربه بزن، بتراش و صیقل بده! لذا درد کارهایش و لطمه‌هایی را که ابزارش به من می‌زدند، به جان خریدم و هرچه بیشتر می‌شدند بیشتر تاب می‌آوردم تا زیباتر شوم. امروز نمی‌توانی دیگران را سرزنش کنی که چرا روی تو پا می‌گذارند و بی‌توجه عبور می‌کنند. این را خودت خواستی.

  • حالا ما در مواقع مشکلات چه تحملی داریم. هویج و قهوه را در نظر بگیرید. این دو را در آب جوش می‌گذاریم. هویج در شرایط آب جوش از سختی به نرمی تبدیل می‌شود، اما قهوه رنگ و عطر و بوی خود را به آب جوش می‌دهد و نمی‌گذارد آب جوش آن را تغییر دهد. پس باید سعی کنیم قهوه باشیم و نگذاریم شرایط بر ما حاکم شود و کم بیاوریم.
  • ما انسان‌ها همانند چای کیسه‌ای هستیم تا در آب داغ نیفتیم متوجه جوهر وجود خویش نمی‌شویم. دست و پنجه نرم کردن با مشکلات ما را متوجه استعدادهای وجودی‌مان می‌کند. یاد بگیریم در برابر مشکلات مقاومت کرده و کم نیاوریم، تا به نتیجه مطلوب برسیم. مشکلات فرصت‌هایی هستند که به ما داده شده تا بتوانیم جوهر وجود خود را آشکار کنیم.

آبی که برآسود زمینش بخورد زود

دریا شود آن رود که پیوسته روان است     «هوشنگ ابتهاج»

  • هر بحران ممکن است در جهت مثبت یا منفی حرکت کند. این وظیفه شماست که بحران را به موفقیت تبدیل کنید. «کیم ووچونگ»
  • هیچ چیز آرامش‌بخش‌تر از آن نیست که دریابیم مشکلات همسایه نیز دست کم به اندازه مشکلات خودمان بزرگ است.
  • فقط ما نیستیم که مشکلات داریم. خداوند به همه هر چیزی را به یک اندازه داده است، چه غم و چه شادی، فقط ظاهر آن متفاوت است.
  • گاهی خوب است در کنار مشکلاتی که داریم، چیزهایی که برای ما عادی شده را مرور کنیم تا با مشکلات کنار بیاییم.
  • خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می‌شنوم این یعنی او زنده و سالم است.
  • خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرف‌ها شاکی است این یعنی او در خانه است و در خیابان‌ها پرسه نمی‌زند.
  • خدا را شکر که مالیات می‌پردازم این یعنی شغل و درآمدی دارم.
  • خدا را شکر که باید ریخت و پاش‌های بعد از میهمانی را جمع کنم این یعنی در میان دوستانم بوده‌ام.
  • خدا را شکر که لباس‌هایم کمی برایم تنگ شده‌اند این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم.
  • خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می‌افتم این یعنی توان سخت کار کردن را دارم.
  • خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره‌ها را تمیز کنم این یعنی خانه‌ای دارم.
  • خدا را شکر که در مکانی دور جای پارک پیدا کرده‌ام این یعنی هم توان راه رفتن را دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن.
  • خدا را شکر که سر و صدای همسایه‌ها را می‌شنوم این یعنی می‌توانم بشنوم.
  • خدا را شکر که این همه شستنی و اتوکردنی دارم این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم.
  • خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم این یعنی من هنوز زنده‌ام.
  • خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار می‌شوم، این یعنی به یاد می‌آورم که اغلب اوقات سالم هستم.
  • خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می‌کند، این یعنی عزیزانی دارم که می‌توانم برای آن‌ها هدیه بخرم.
  • خدا را شکر جمعیتی پیدا کردم که اعتیاد همسرم را گرفت و آرامش را جایگزین آن کرد، این یعنی خداوند با من است.
  • بیاموزید که تنها بیست درصد از زمان خویش را صرف مشکل کنید و مابقی آن را برای یافتن راه حل بگذارید.
  • اگر به دنبال آرامش ذهن هستید به پیشامدهای زندگی برچسب خوب یا بد نزنید.
  • گاه گذشت زمان ثابت خواهد کرد آنچه را «امروز» فاجعه و مصیبت می‌نامیم لطف و عنایت الهی بوده است.

خدا گر زحکمت ببندد دری

ز رحمت گشاید در دیگری

کلید رهایی

مشکلات قابل حل است

  • مشکلات ناشی از عدم خودشکوفایی است. چنین به نظر می‌رسد که رنج و پریشانی مرگ، معنی زندگی را در می‌رباید. اما من هرگز از گفتن این نکته خسته نخواهم شد که: «آنچه واقعا در زندگی از کف می‌رود امکانات و توانایی‌های ماست و لحظه‌ای که این امکانات و توانایی‌ها شکوفا شود به واقعیت پیوسته و جزء گنجینه‌های پربهای بشری به گذشته جاویدان تعلق پیدا می‌کند، گذشته‌ای که هیچ چیز در آن گم نمی‌شود و همه چیز دست‌نخورده پابرجاست.» «ویکتور فرانکل»
  • هدف زندگانی آن است که تمامی توانایی‌های بالقوه خود در مقام انسان را شکوفا و بهترین خویشتن خویش و نیز بیشترین رشد و شکوفایی را از خود ظاهر سازید. «باربارا دی آنجلیس»
  • تمام عقل و درایت و هوش و ذکاوت و قدرت و شجاعتی که به خدا نسبت می‌دهیم آن را در خود نیز می‌توانیم بیابیم. فقط کافی است که کمی خود را باور کنیم.
  • آینده ما به خیلی چیزها بستگی دارد، ولی بیش از همه به خود ما بستگی دارد.
  • باورها و عقایدمان ظرفی است که در آن قرار گرفته و رشد می‌کنیم. هر مقدار باورهای متعالی‌تر و بزرگ‌تری داشته باشیم، به همان اندازه به خودمان اجازه می‌دهیم ظرفیت‌های بیشتری از ابعاد انسانی‌مان را رشد دهیم و شکوفا کنیم، پس کافی است خودباوری، خودباوری و خودباوری داشته باشیم.
  • وقتی که کسی گمان کرد دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد باید تابوت خود را آماده کند. «ماروی»
  • بسیاری از مردم در بیست و پنج سالگی می‌میرند اما در هفتاد و پنج سالگی دفن می‌شوند. ما هر زمان احساس کردیم که نیاز به پیشرفت نداریم در هر سنی که باشیم متوقف شده و مرده‌ایم. فقط نفس می‌کشیم تا زمانی که جسم‌مان هم از کار بیفتد.
  • انسان دو خالق دارد: خداوند و خودش. خداوند خالق بالقوه آدمیست اما این انسان است که باید استعدادها و توانمندی‌ها و جنبه‌ها و واقعیت‌های وجودی خود را به مرحله بالفعل درآورد و خلق کند. اگر فردی نتواند وجودش را به صورت کاملا نمایان کند و به رشد و کمال نرسد، یک موجود ناقص‌الخلقه است.
  • در زندگی هر مرد یا زنی زمانی فرا می‌رسد که به تلاش فوق‌العاده‌ای نیاز است. زمانی که هر دری را زده و نتیجه نگرفته‌ایم. زمانی که زندگی، ظالمانه به نظر می‌رسد. زمانی که هرچه ایمان، ارزش، محبت، گذشت و پشتکار داشته‌ایم صرف کرده‌ایم و حتی از حد خود فراتر رفته‌ایم. بعضی از مردم چنین شرایطی را فرصتی می‌دانند تا توانایی‌های خود را بهتر سازند و خود را محک بزنند. بعضی‌ها هم اجازه می‌دهند که این تجربیات تلخ آن‌ها را نابود سازد. هرگز فکر کرده‌اید که چرا افراد مختلف در برابر دشواری‌های زندگی عکس‌العمل‌های گوناگون از خود بروز می‌دهند؟ «آنتونی رابینز»
  • از زندگی خود یک شاهکار بسازید. باور داشته باشید که می‌توانید از پس مشکلات بر بیایید…
  • گردآورنده : دانشیار فلاح