شناخت درمان هوشمندانه – اسمارت ریکاوری . ویدئوی آموزشی

شناخت درمان هوشمندانه : برنامه درمان هوشمندانه در سال ۱۹۹۴ شروع به فعالیت کرد، درمان هوشمندانه  Smart Recovery یک سازمان بین­ المللی است که در حال­ حاضر در کشورهایی همچون ایالات متحده آمریکا، کانادا، استرالیا، دانمارک، ایرلند، انگلستان و دیگر کشورهای مختلف جهان شروع به ارائه خدمات نوین و علمی در جهت درمان اعتیاد کرده است.

این برنامه تحت استانداردهای جهانی موسسه بین الملل موادمخدر است که متولی ارائه پروتکل­های درمانی اعتیاد در جهان است.

برای اطلاعات و آگاهی بیشتر از روش درمان هوشمندانه یا اسمارت ریکاوری smartrecovery کلیک نمایید.

تاثیر باور در مسیر درمان اعتیاد -ویدئو آموزشی . قسمت ۱

تاثیر باور در مسیر درمان اعتیاد

قسمت اول
مهمان این برنامه : جناب آقای حمید خدادوست کارشناس اعتیاد

برای دسترسی به ویدئو های آموزشی بیشتر کلیک کنید.
برای دسترسی به ویدئو های بیشتر می توانید در آپارات ما را دنبال کنید.

احساس گناه و بی کفایتی در مسیر رهایی از اعتیاد – قسمت ۲

احساس گناه و بی کفایتی
یکی از اصلی ترین دلایل شروع به مصرف مواد مخدر و حتی عود مجدد می باشد.
مهمان این قسمت : سرکار خانم صبوری . کارشناس امور خانواده در حوزه اعتیاد

برای دسترسی به ویدئو های آموزشی بیشتر کلیک کنید.
برای دسترسی به ویدئو های بیشتر می توانید در آپارات ما را دنبال کنید.

ویدئو آموزشی – بلوغ فکری برای رها شدن از اعتیاد – قسمت ۳

بلوغ فکری در جمعیت به چه معنا است : برای رسیدن به رهایی و پایداری در قطع مواد و یا حتی برای جلوگیری از عود مجدد و لغزش ، افراد باید چندین گام و نکته را به خوبی فرا گیرند که در این قسمت گام های اساسی را به شما عزیزان خواهیم آموخت.

برای دسترسی به ویدئو های آموزشی بیشتر کلیک کنید.
برای دسترسی به ویدئو های بیشتر می توانید در آپارات ما را دنبال کنید.

ویدئو آموزشی – بلوغ فکری برای رها شدن از اعتیاد – قسمت ۲

بلوغ فکری در جمعیت به چه معنا است : برای رسیدن به رهایی و پایداری در قطع مواد و یا حتی برای جلوگیری از عود مجدد و لغزش ، افراد باید چندین گام و نکته را به خوبی فرا گیرند که در این قسمت گام های اساسی را به شما عزیزان خواهیم آموخت.

برای دسترسی به ویدئو های آموزشی بیشتر کلیک کنید.

ویدئو آموزشی – بلوغ فکری برای رها شدن از اعتیاد – قسمت ۱

بلوغ فکری در جمعیت به چه معنا است : برای رسیدن به رهایی و پایداری در قطع مواد و یا حتی برای جلوگیری از عود مجدد و لغزش ، افراد باید چندین گام و نکته را به خوبی فرا گیرند که در این قسمت گام های اساسی را به شما عزیزان خواهیم آموخت.

برای دسترسی به ویدئو های آموزشی بیشتر کلیک کنید.

ویدئو آموزشی – چگونگی ایجاد تعادل قسمت ۲

دلایل برتری داشتن روش تیپر (کاهش تدریجی) در قطع مواد مصرفی

موضوع: دلایل و فواید تیپر

آموزشگر: آقای سعید قریب

  • بیشتر روش‌های درمانی که امروزه برای ترک اعتیاد وجود دارد بسیار ناکارآمد می‌باشد و تجربه افراد مختلف نشان داده است که این روش‌ها هیچ نتیجه مثبتی به همراه نداشته است.
  • در رابطه با درمان اعتیاد دو گروه فعالیت می‌کنند. گروه اول برای درمان به سیستم پزشکی و دارویی و گروه دوم به مسائل روحی و روانی و گفتاردرمانی معتقدند. این دو گروه در بیشتر موارد یکدیگر را قبول ندارند.
  • یک سری افراد که هر دو روش را تجربه کردند و نتیجه نگرفتند، این دو روش را با هم تلفیق کردند و به این نتیجه رسیدند که برای درمان کامل باید روی هر دو بعد جسمانی و روحانی کار شود. مثال قابل لمس این است که رابطه جسم و روح انسان مانند سوار و سوارکاری است که هر کدام لنگ بزند کار به درستی انجام نمی‌شود. این افراد برای اثبات روش درمانی خود بسیار زحمت کشیدند. دارویی که از سمت این گروه معرفی شد شربتی به اسم اپیوم (شربت تریاک) است. شاید ما این افراد را نشناسیم اما مدیون آن‌ها هستیم.اوپیوم
  • در بدن انسان یک سری غده‌ها فعال است که با مصرف مواد افیونی از کار می‌افتند. هنوز علم به طور کامل این سیستم را نتوانسته بشناسد. در کنگره شصت آن را سیستم ایکس (ناشناخته) می‌نامند. این سیستم شامل مغز، نخاع، غدد فوق کلیوی، هیپوفیز و غدد درون‌ریز بدن می‌شود. کار این غده‌ها این است که یک سری مواد ترشح می‌کنند که غم، شادی، امید و تمامی این‌گونه احساسات تحت تاثیر آن‌ها است. هرکدام وظیفه خاصی دارند. به عنوان مثال دوپامین در بدن انسان ترشح می‌شود که بالا رفتن آن باعث اسکیزوفرنی و پایین آمدن آن باعث فراموشی و پارکینسون می‌شود. مقدار کم دوپامین انسان را خیلی شاد و پرانرژی می‌کند و اگر از حد معمولی کمتر شود باعث افسردگی می‌شود. سطح خیلی بالای دوپامین باعث می‌شود انسان جرات پیدا کند با چتر نجات از هواپیما بپرد اما اگر سطح آن خیلی پایین بیاید، جرات هیچ کاری را ندارد.
  • دوپامین، اندورفین و دینورفین موادی هستند که در بدن ترشح می‌شوند. اندورفین در بدن مسئول از بین بردن دردها و ضایعات جسمانی است.
  • اگر سروتونین در بدن درست ترشح شود، انسان با وجود مشکلات اقتصادی و اجتماعی زیاد باز هم امید دارد و کار و تلاش می‌کند. اگر مقدار آن پایین‌تر از حد مجاز باشد، با وجود همه امکانات رفاهی لذت از زندگی وجود ندارد.
  • اگر میزان انکفالین بالا باشد، حتی اگر پای فردی زیر ماشین برود دردی احساس نمی‌کند و اگر سطح آن پایین باشد، حتی یک درد کوچک غیر قابل تحمل می‌شود.
  • سطح زیاد تستسترون شجاعت می‌آورد و سطح پایین آن باعث عدم شهامت و ترسویی می‌شود.
  • همه این مواد در بدن انسان به مقدار کم اما کافی ترشح می‌شود. اگر این مواد درست ترشح شوند، انسان شب خیلی راحت می‌خوابد، حتی اگر سر و صدا زیاد باشد و اگر درست ترشح نشوند، یک وز وز مگس می‌تواند باعث بی‌خوابی شود. اگر این مواد نرمال باشند، امور جنسی و زناشویی بدون مشکل پیش می‌رود. همه این مواد سیستم دفاعی و ضد درد بدن را تشکیل می‌دهند.
  • ما با مصرف مواد خارجی یعنی همان مواد مخدر، همه این غده‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهیم. تمام موادی که در بدن ما وجود دارد در تریاک هم وجود دارد. تریاک بیست و پنج نوع آلکولوئید (مواد قابل استخراج) دارد. داروی اصلی درمانی ما اپیوم است که از تریاک، آب و مقداری الکل تشکیل شده است.
  • تریاک از مورفین (۳ تا ۲۳ درصد)، کدئین (۰٫۳ تا ۳ درصد) و یک سری مواد خنثی تشکیل شده است. اصلی‌ترین ماده تریاک مورفین است که تاثیر مستقیم بر سیستم ضد درد بدن دارد.
  • متاسفانه مواد مخدر از سد دفاعی مغز رد می‌شود. به عنوان مثال وقتی غذا یا بستنی می‌خوریم، روی مغز هیچ تاثیری نمی‌گذارد ولی مواد مخدر به واسطه خاصیتی که دارند، از رگ‌های خونی مغز رد می‌شوند و به طور مستقیم مغز را تحت تاثیر قرار می‌دهند. سیستم لذت، پاداش و همه را تحت تاثیر قرار می‌دهند. این‌گونه است که یک آدم با مصرف مواد مخدر وقتی یک یا دو دوره کمپ را می‌گذراند، بعد از آن حال خوبی ندارد. مدت‌ها نمی‌تواند درست بخوابد و تا مدت‌ها هیچ چیزی خوشحالش نمی‌کند.
  • یک وعده غذای خوب پنجاه واحد، نزدیکی جنسی صد واحد، تریاک صد و بیست تا صد و پنجاه واحد، کوکائین سیصد و پنجاه واحد و متاسفانه آمفتامین و شیشه هزار و دویست واحد دوپامین در مغز آزاد می‌کند. یعنی انسانی که هزار و دویست واحد دوپامین و لذت را تجربه کرده، دیگر غذای خوب، نزدیکی جنسی، مسافرت و با خانواده بودن برایش هیچ لذتی ندارد چون سطح بالایی از نشاط را تجربه کرده و وقتی قطع می‌شود هیچ چیزی برایش لذت ندارد.
  • کار آلکولوئیدهای تریاک این است که با چسبیدن به گیرنده‌های عصبی بدن موجب خیلی تاثیرات از جمله ناباروری و کم‌باوری می‌شوند. کدئین ضد سرفه، مسکن و مهارکننده دردها است. نارسئین باعث شل شدن عضلات بدن و کرختی می‌شود و سرعت و عمق تنفس را زیاد می‌کند. نارکوتین ضد سرفه است. تبائین کاربرد درمانی خاصی ندارد اما از داروهای مخدری است که زیاد تولید می‌شود و مقدار زیاد آن باعث تشنج می‌شود. پاپاورین باعث بی‌اشتهایی و رخوت و میل کم جنسی می‌شود. این‌ها چیزهایی است که ما در خماری آن را تجربه کرده‌ایم. در خماری اولین اتفاقی که می‌افتد آبریزش بینی است. قبل از شروع درد وقتی بدن شروع به بازسازی خودش می‌کند، سم می‌خواهد از همه جا بیرون بزند. همه این‌ها را تجربه می‌کنیم. بی‌اشتها و کم‌غذا می‌شویم. سرفه می‌کنیم. بدن توازن ندارد. دچار اسهال می‌شویم. در اصطلاح خمار می‌شویم.
  • در کتاب شصت درجه زیر صفر برای تیپر یک مثال فوق‌العاده زده شده است. می‌گوید جسم یک انسان شبیه یک شهر است. هر روز صبح دروازه این شهر باز می‌شود. یک سری نیروهای مخرب وارد آن می‌شود. شروع به آسیب زدن به شهر می‌کنند. تاسیسات زیربنایی را از بین می‌برند و از دروازه بیرون می‌روند. مانند انسان مصرف‌کننده که صبح شروع به مصرف می‌کند و شب هم می‌خوابد. این اتفاق سال‌ها می‌افتد و تکرار می‌شود و هر روز میزان تخریب‌ها بیشتر می‌شود. یک روز افراد آن شهر به این فکر می‌کنند کاری برای شهرشان بکنند. با کمک خود و یا شهرهای اطراف (اشخاص دیگر) به این نتیجه می‌رسند دروازه را ببندند تا این نیروها نتوانند وارد شوند. دروازه را می‌بندند و نیروهای مخرب دیگر وارد نمی‌شوند. این همان کاری است که طی یک دوره کمپ برای فرد مصرف‌کننده انجام می‌شود. در نهایت هم به آن فرد می‌گویند که سالم شده‌ای برو سراغ زندگی‌ات!!! حال سوال اصلی اینجاست که آیا آن شهر در این مدت واقعا درست شده و تمام تاسیسات زیربنایی بازسازی شده‌اند؟ چیزهایی که آسیب دیده‌اند درست شده‌اند؟ صد درصد در این مدت کوتاه این اتفاق نیفتاده است. لازمه آن این است که بعد از بستن دروازه از داخل افراد شروع به ساختن کنند. بدن انسان هم همین است. مواد مخدر در مدت اعتیاد فرد مصرف‌کننده جای غدد بدن را گرفته‌اند و باعث شده‌اند غده‌ها به کمترین کارایی برسند. البته به صفر نمی‌رسند چون کارکرد صفر مساوی با مرگ است. غده‌ها تنبل شده‌اند چون احتیاجشان از بیرون برآورده شده است. برای بازسازی غده‌ها به همان روش باید شروع به کار کرد، به این صورت که باید ذره ذره این مواد را از فرد گرفته و در کنار آن با آموزش آمادگی ذهنی در شخص مصرف‌کننده ایجاد گردد. به این ترتیب باید پیش رفت تا تیپر به صفر رسیده و غده‌های داخل بدن هم به کارکرد اصلی خود برگردند. به همین دلیل است که بعد از یک دوره تیپر درست و اصولی هیچ حال بدی برای فرد به وجود نمی‌آید. حال بد آن در حد عوارضی شبیه سرماخوردگی است. تنها یک مقدار کسلی وجود دارد.اوپیوم
  • تیپر فرصت فوق‌العاده خوبی برای افراد مصرف‌کننده است. متاسفانه یک سمپاشی که در جمعیت برای افراد تازه‌وارد می‌شود این است که فرد قدیمی‌تر به فرد تازه‌وارد می‌گوید: «من نتوانستم تیپر کنم. من مال تیپر نیستم!!! رفتم کمپ ترک کردم.» با این کار در ابتدا یک بذر اشتباه در ذهن فرد تازه‌وارد کاشته می‌شود. فردی که خودش راه اشتباه رفته راهکار اشباه هم می‌دهد. این کار نتیجه خوبی ندارد.
  • واقعیت این است که از هر صد نفر که به کمپ می‌روند این امکان وجود دارد که یک یا دو نفر درمان شوند و به رهایی برسند، اما زمانی که داروی اپیوم به صورت تستی آمد، هشتاد و پنج درصد موفقیت داشت. این موفقیت فوق‌العاده بود. با این روش بسیاری از افراد مصرف‌کننده شیشه و کوکائین به درمان رسیدند.
  • می‌گویند تریاک معجزه قرن است. اگر تریاک کشت نشود خیلی از افراد به خاطر بیماری فوت می‌کنند. همه داروهای بیهوشی و ضد درد از مشتقات تریاک هستند. تریاک مانند دینامیت است که برای استخراج معادن درست شده اما در جنگ‌ها به کار رفته است. ما از تریاک استفاده بدی کرده‌ایم. آلکولوئیدهای تریاک اثرشان را با چسبیدن به گیرنده‌های دستگاه عصبی مثل سیستم ضد درد، غدد فوق کلیوی، غده هیپوفیز و … اعمال می‌کنند که به دلیل کاهش سطح تستسترون و کم شدن فعالیت دستگاه تناسلی و سایر ارگان‌ها می‌توانند باعث ناباروری و کم باروری شوند. مصرف تریاک حس لامسه را کم می‌کند. اندورفین در کارکرد داخلی جسم و سلسله اعصاب مرکزی بدن تاثیر می‌گذارد. اندورفین به طور طبیعی در بدن مسئول از بین بردن دردها و ضایعات جسمانی ناشی از صدمات می‌باشد.
  • یک سری ناقل‌های عصبی وجود دارند که کارشان ایجاد تعادل در احساسات و کارهای دیگر از جمله خواب و بیداری، عشق و نفرت، امید و افسردگی، کارکرد کلیه، کبد، تصفیه و پالایش میکروب‌ها و بسیاری موارد دیگر است. در اثر مصرف مواد مخدر و تخریب‌های آن هیچ‌کدام از این ناقل‌ها وظیفه خود را به درستی انجام نمی‌دهند و موجب اخلال در تعادل انسان می‌شوند. مصرف و استعمال مواد مخدر از خارج جسم باعث می‌شود سلول‌های تولیدکننده و محرک انکفالین و سروتونین و … تحلیل روند و سیگنال‌هایی که به مغز می‌رسند، اشتباه باشند یا نارسایی داشته باشند. مغز به دلیل دریافت داده‌های غلط سیستم ضد درد را به کار نمی‌اندازد. این حالت را در اصطلاح خماری می‌گوییم. زمانی که مواد از خارج به بدن نمی‌رسد، با توجه به تخریبی هم که در سیستم ضد درد به وجود آمده و کار نمی‌کند، فرد دچار خماری می‌شود. در واقع بدن انکفالین ترشح نمی‌کند و این عارضه در چرخه مصرف پیاپی وسیع‌تر شده و تخریب‌ها بیشتر می‌شود و باعث بروز مشکلات زیاد می‌شود.
  • در مغز انسان قسمت‌هایی وجود دارد که کنترل احساسات و عواطف و لذت‌ها را بر عهده دارد. اگر این قسمت‌ها به واسطه محرک‌های بیرونی مثل ترکیبات تریاک یا سایر مواد تضعیف شوند، در واقع هیچ چیزی برای انسان جاذبه و دافعه ندارد. هیچ چیزی نمی‌تواند فرد را خوشحال کند و لذتی برای او داشته باشد. این‌گونه می‌شود که هیچ کنترلی روی مصرف خود ندارد. هیچ کنترلی روی احساسات خود ندارد و سریع عصبانی می‌شود. افراد مصرف‌کننده معمولا دچار افراط و تفریط هستند. تعادل رفتاری ندارند. خیلی راحت دست به بزهکاری می‌زنند. خیلی راحت ناهنجاری‌های اجتماعی را رقم می‌زنند. خیلی راحت قوانین را زیر پا می‌گذارند و خط قرمزها را رعایت نمی‌کنند.
  • چیزی که به اشتباه جا افتاده این است که مواد مخدر از خود انرژی دارد. این طرز فکر فوق‌العاده اشتباه است. مواد مخدر هیچ انرژی ندارد. چیزی که در واقع به بدن انرژی می‌دهد، سوخت و ساز خود بدن است که بیش از حد انجام می‌شود. مانند چراغ نفتی‌های قدیمی که اگر فتیله آن را بالا بکشیم بیشتر روشنایی ایجاد می‌کند اما زودتر نفت آن تمام می‌شود و فتیله آن هم در نهایت می‌سوزد. کاری که مواد مخدر با بدن افراد می‌کند این است که آن‌ها را زودتر پیر می‌کند و تمام می‌کند.
  • دانشپذیر حسن: زمانی که ما شروع به مصرف مواد مخدر کردیم در واقع تیپر معکوس انجام دادیم و غدد بدن را به مرور از کار انداختیم. حال باید بازسازی کنیم. بازسازی به یک‌باره صورت نمی‌گیرد. چرا ما با قطع ناگهانی مخالفیم؟ چون سالیان سال مصرف کردیم و سیستم بدن را از کار انداختیم. ترک با روش سقوط آزاد مثل این است که یک ساختمان چند طبقه را پله پله بالا رفته‌ایم و به پشت بام رسیده‌ایم، حال می‌خواهیم از پشت بام خود را به پایین پرتاب کنیم. به پایین می‌رسیم اما همراه با شکستن دست و پا و…!!! صد درصد یک نقص برایمان به وجود می‌آید. افرادی که قطع ناگهانی می‌کنند، تا مدت‌ها تعادل روحی و فیزیکی ندارند. افرادی که تیپر اصولی دارند بعد از اتمام دوره هیچ عوارضی برایشان به وجود نمی‌آید. نه درد، نه خماری، نه بی‌خوابی هیچ مشکلی به وجود نمی‌آید. دقیقا شبیه یک کارخانه ماشین‌سازی است که تمام قطعات داخل کارخانه تولید می‌شود. حال اگر روال کار تغییر کند و از بیرون کارخانه پیشنهاد تولید قطعه‌ای با قیمت پایین‌تر شود، برخی قطعات خارج از کارخانه تولید می‌شود و به تبع آن چندین دستگاه داخل کارخانه از کار می‌افتد. به همین ترتیب این وسوسه قیمت کمتر برای تولید باعث می‌شود قطعات بیشتری در خارج از کارخانه تولید شود و دستگاه‌های بیشتری از کار بیفتد. زمانی کارخانه به خودش می‌آید و می‌بیند تمام پرسنل بی‌کار شده‌اند و تمام دستگاه‌ها از کار افتاده و تولیدی صورت نمی‌گیرد. در واقع به یک واردکننده و مونتاژ کار تبدیل می‌شود. حال اگر این کارخانه بخواهد دوباره راه بیفتد، باید کم کم قسمت‌های مختلف را به راه بیندازد. این کار باید به مرور زمان صورت گیرد. فرآیند زمان باید حتما در نظر گرفته شود. بدن فرد مصرف‌کننده هم حکم همان کارخانه را دارد. باید به مرور زمان توانایی از دست رفته را بازیابد.
  • دانشپذیر همایون: در افیون از افلاطون به نوع بشر رسیده است. افلاطون علاوه بر اینکه فیلسوف بوده شبان هم بوده است. در گله بزی داشته که سر گله بوده که در اصطلاح به آن کل می‌گویند. کل هرجا برود تمام گله به دنبالش می‌روند. وقتی دقت می‌کند می‌بیند این بز هر صبح با حالت خسته به چراگاه می‌آید و وقتی به آنجا می‌رسد و از یک گیاه خاص تغذیه می‌کند، سرحال می‌شود و آتشی در میان گله می‌شود!! هر طرفی هم می‌رود گله مثل موج به دنبالش می‌رود. به سراغ بوته‌ای که بز از آن تغذیه می‌کند می‌رود و از شیره قهوه‌ای رنگ آن که همان تریاک بوده استفاده می‌کند. همین کار رفته رفته او را گرفتار می‌کند و به جایی می‌رسد که دیگر به چرا نمی‌رود. مادرش به این وضعیت شکایت می‌کند و افلاطون در جوابش می‌گوید: «تنها کسی که می‌تواند به من کمک کند استادم ارسطو است.» وقتی مادر به سراغ ارسطو می‌رود، ارسطو به او می‌گوید: «این پله‌ها را بالا برو!» مادر همین کار را می‌کند. از او می‌خواهد دوباره پایین بیاید. بعد از آن به او می‌گوید برو و این را برای پسرت بگو و بگو درمان دردش همین است. اگر افلاطون شاگرد من است خودش متوجه می‌شود. نتیجه این داستان این است که ترک افیون را به جز تقلیل نیست… این پلکانی را که رفته رفته به سمت بالا رفته‌ایم، باید در یک پروسه زمانی مشخص پله پله به سمت پایین بیاییم، تا بتوانیم به یک نتیجه قطعی و مثبت برسیم.
  • دانشپذیر محمد: در واقع شربت اپیوم معجزه قرن است. این شربت ۱۴۴ عدد مشتقات دارد. بیست و پنج درصد آن مورفین است و مابقی آن از داروهای گیاهی تهیه شده است. جالب اینجاست که این شربت، شربت هوشمند نامگذاری شده است، چون مشتقات این شربت وقتی وارد بدن می‌شوند، مانند یک سری سرباز به قسمت‌های آسیب‌دیده می‌روند و آن‌ها را بازسازی می‌کنند. فرآیند زمان بسیار مهم است. این بازسازی طی یک دوره یازده ماهه کامل می‌شود و در کنار آموزش‌هایی که فرد در این مدت می‌بیند، به جایی می‌رسد که درمان برای او به طور کامل صورت می‌گیرد.دانشنگار این مطلب آموزشی : دانشیار فلاح

تفاوت ترک با درمان اعتیاد در چیست؟

 

شعبه ابوذر

دبیر: سرکار خانم آقاسی

آموزشگر: آقای امیر نثاری

  • دبیر: موضوع امروز بسیار قابل بحث است. باید ترک کنیم یا درمان شویم؟ جای سوال است…
  • آموزشگر: ترک یا درمان؟!!! ترک مربوط به فیزیک و جسم انسان است و از ۲۱ تا ۲۸ روز هم طول می‌کشد. من پنج سال به دنبال این بودم که بفهمم در گروه‌درمانی آمدم ترک کنم یا درمان بشوم؟ خیلی طول کشید تا متوجه شدم.
  • درمان مربوط به جسم و روح است. دلایل گرایش به مواد و دلایل عود مجدد در بیمار باید ریشه‌یابی شود. من برای خودم این کار را انجام دادم. ده ماه است که پاک هستم. چیزی که تا به حال به عمرم ندیده بودم. همیشه طوری بود که از همان کمپ که بیرون می‌آمدم مصرف مواد را شروع می‌کردم. این همه مدت است که در گروه‌درمانی هستم و فرق ترک و درمان را تازه متوجه شده‌ام. ریشه‌یابی کردم و فهمیدم تا زمانی که کارهای قبل که شامل رفتارهای اعتیادی و اعتیاد پنداری و… می‌شود را ادامه دهم و روی آن‌ها کار نکنم، هیچ‌وقت نمی‌توانم قطع مواد کنم. اگر هم قطع مواد کنم با این وضعیت صددرصد عود مجدد می‌کنم، چون قطع مواد پایان راه نیست. مشکل من قطع مواد نبوده و نیست. تازه فهمیدم مشکل از ناحیه رفتارهای اعتیادی است و باید روی آن‌ها کار کنم.
  • الان که فکرش را می‌کنم می‌بینم من در این سال‌ها خیلی اشتباه کردم و دلیل اینکه در گروه‌درمانی درجا زدم این است که تیپر (درمان با شربت) نکردم. اگر تیپر را انجام می‌دادم به جای ده ماه سه سال پاکی داشتم!! دلیل اینکه من از کمپ بیرون نیامده مصرف مواد داشتم این بود که فقط به ترک مواد فکر می‌کردم و متوجه مشکلات دیگر در روح و روانم نبودم. متوجه کارهای اشتباهی که در گذشته انجام می‌دادم و باید کنار می‌گذاشتم نبودم.
    ترک و درمان اعتیاد
  • یکی از دلایل عود مجدد برای من این بود که نمی‌توانستم خودم را ببخشم. زمانی که ریشه‌یابی کردم متوجه شدم تا زمانی که خود و اطرافیان را نبخشم، این وضعیت برای من ادامه پیدا می‌کند. خوب به یاد دارم که آقای عنبرستانی به من گفتند قبل از اینکه از کمپ بیرون بیایی به این فکر کن که تلاش کنی اول خودت و بعد هم کسانی که از آن‌ها رنجش و کینه داری را ببخشی، البته این کار زمان می‌برد اما شدنی است.
  • من در زمانی که مصرف‌کننده بودم کارهای اشتباه زیادی انجام می‌دادم، اما الان اشتیاق زیادی برای انجام کارهای درست و خوب دارم. اگر یک روز کار خیر و درست انجام ندهم شب حال خوبی ندارم. تنها جایی که حالم را خوب می‌کند، جمعیت ققنوس است. جمعیت ققنوس احتیاجی به خدمت کردن من ندارد، اگر من در اینجا کاری می‌کنم به خاطر خودم است. با خود عهد کرده‌ام، فراموش نکنم از کجا آمدم و به کجا رسیدم!! عهد کرده‌ام تا جایی که در توان دارم در جمعیت خدمت کنم چون حال خودم خوب می‌شود. من فکر می‌کنم تنها چیزی که باعث شد من رهایی را ببینم همین خدمت کردن است!! من در اینجا واقعا کاری نمی‌کنم، اما همین کار اندکی که انجام می‌دهم، به من کمک کرده ده ماه پاک باشم.
  • دانشپذیر وحید: ترک برای کسی است که فقط اعتیاد به مواد مخدر دارد، اما رفتارش اعتیادی نیست، کسی که فقط مشکل جسمی دارد و مشکل فکر، روح و قلب را ندارد. چنین شخصی با ترک مشکلش حل می‌شود. ولی من که جسم و ذهن و قلبم، همه بیمار است، با ترک، مشکلم حل نمی‌شود. من با این وضع روحی اگر هم ترک کنم باز حال خوبی ندارم و وسوسه و رفتارهای اشتباه قبلی به سراغم می‌آید. این‌ها همه می‌گوید که من باید روح و فکرم را درمان کنم!! خودم را ببخشم و درست فکر کردن و مثبت‌اندیشی را شروع کنم و از منفی بودن دوری کنم. به آینده نگاهی بیندازم تا بتوانم درمان شوم. زمانی که افکار درمان شد به دنبال آن جسمم هم صد درصد درمان می‌شود.

دانشپذیر عباس: اعتیاد درد است. وقتی فرد مواد مصرف می‌کند و پس از مدتی با بازخورد رفتارهای اعتیادی خود مواجه می‌شود، دردی در وجودش شکل می‌گیرد. بیشتر ما زمانی که دندان درد می‌گیریم، با مسکن آن را آرام می‌کنیم. این آرام شدن موقتی است و دوباره درد شروع می‌شود، چون عامل ایجادکننده آن هنوز برطرف نشده است. در حقیقت درمان انجام نشده است. برای درمان لازم است به پزشک مراجعه کنیم و مشکل را ریشه‌ای حل کنیم. درد اعتیاد هم همین است. شخص درد اعتیاد دارد و با قطع مصرف تنها به مرحله ترک می‌رسد، غافل از اینکه این درد دوباره برمی‌گردد، چون مشکل به صورت اساسی حل نشده است. درحقیقت درمانی اتفاق نیفتاده است. درمان اعتیاد یک پروسه است که شامل مراحل مختلف است. دلایل گرایش به مواد مخدر، علت ماندگاری در مصرف مواد و وجود رفتارهای اعتیادی و … بررسی می‌شود. برای هرکدام از مراحل نیز راهکارهایی ارائه می‌شود. به همین ترتیب مراحل مختلف درمان طی می‌شود تا فرد به رهایی برسد. پس از رسیدن به رهایی نیز این فرآیند ادامه دارد و متوقف نمی‌شود و هر لحظه باید مراقبت‌های لازم انجام شود تا خدای نکرده عود مجدد اتفاق نیفتد.

دانشپذیر احمدرضا: همه ما در ابتدا برای ترک مواد به گروه‌درمانی آمدیم. آمدیم ترک کنیم که به یک درمان برسیم. هیچ وقت نمی‌گوییم آمدیم اول درمان شویم. ترک و درمان از هم جداناپذیر هستند، چون اول باید ترک اتفاق بیفتد و بعد درمان صورت گیرد. در عرض چند روز ترک می‌تواند اتفاق بیفتد، اما آیا درمان هم اتفاق می‌افتد؟ زمانی به درمان می‌رسیم که واقعیت‌های به دست آمده از زندگی را قبول کنیم و بپذیریم خوب و بد زندگی همه نتیجه اعمال و رفتار ماست. در این مرحله می‌توانیم درمان را شروع کنیم. کلینیک‌های زیادی برای ترک اعتیاد وجود دارد، اما ما در اینجا با آموزش‌هایی که دریافت می‌کنیم، یاد می‌گیریم برای درمان اعتیاد و رفتارهای نادرست تلاش کنیم و قدم برداریم. می‌گویند انسان‌ها در کل ۷۴۶ نقص دارند. اعتیاد به مواد مخدر تنها سه درصد را در برمی‌گیرد. بازدارنده این سه درصد، همان نود و هفت درصد باقی‌مانده است که مربوط به روح، روان و ذهن می‌شود. ترک اگر نباشد هیچ‌گاه به درمان نمی‌رسیم و درمان اگر نباشد هیچ‌گاه به آرامش نمی‌رسیم.

  • دانشپذیر محسن: ترک کردن اصلا سخت نیست. نگه داشتن آن سخت است. باید دید چه ابزاری برای پایداری لازم است. آموزش همان چیزی است که به آن نیاز داریم. من بارها ترک کردم اما دوباره شروع کردم، چون آموزش نداشتم. از زمانی که در گروه‌درمانی شرکت کردم یاد گرفتم چگونه با وسوسه خودم مبارزه کنم و در این مسیر دچار لغزش نشوم. آموزش باعث شد من به رهایی برسم. ترک و درمان دو چیزی هستند که باید با هم باشند. ترک بدون درمان هیچ فایده‌ای ندارد. بدن افراد مصرف‌کننده نسبت به مواد مخدر ویار دارد و اگر درمان پشتوانه ترک نباشد، ترک کردن به تنهایی حکم مرخصی را دارد و هیچ منفعت دیگری ندارد و با کوچک‌ترین وسوسه دوباره به سمت مصرف کشیده می‌شوند. نبود آگاهی و عملکرد غیر اصولی باعث این اتفاق می‌شود.
  • دانشپذیر بهنام: من بارها برای ترک اقدام کرده بودم و بارها تجربه عود مجدد را داشتم و دلیل آن هم این بود که اصلا نمی‌دانستم برای پایداری باید به درمان برسم. همیشه این باور را داشتم که نمی‌شود از مواد به طور کامل رها شد. تنها می‌توان مدتی از آن دور بود و در اصطلاح مرخصی گرفت. هیچ‌گاه به درمان فکر نمی‌کردم. تازه الان متوجه شدم که ترک مواد تازه شروع راه درمان است و بسیار مراقبت‌ها برای پایدار ماندن لازم است که انجام شود.
    ترک یا درمان اعتیاد

دانشپذیر محمد: درمان یعنی اینکه ما بنایی را در اثر بیماری اعتیاد خراب کردیم که این بنا از بنیان دوباره باید ساخته شود. مساله درمان مربوط به باور قلبی فرد است و اگر این باور درست ساخته نشود، زیربنا محکم نخواهد بود. تبریک می‌گم به همه کسانی که این باور محکم را ساخته‌اند. این بسیار ارزشمند است. به قول آقای حبیبی افرادی که به باور محکم در رهایی رسیده‌اند و می‌خواهند پایدار بمانند، این‌گونه به نظر می‌رسند که انگار یک لامپ در بالای سر آن‌ها روشن شده است. حالات و رفتار آن‌ها فریاد می‌زند که به ایمان قلبی رسیده‌اند.

  • دانشپذیر حسن: درمان یعنی ریشه‌کنی!!! در مورد هر بیماری اگر گفته شود فردی به درمان رسیده است یعنی آن بیماری ریشه‌کن شده است و دیگر وجود ندارد. ترک کردن یعنی رفتن، اما احتمال بازگشتن خیلی زیاد است. برای درمان بازگشتنی وجود ندارد. باید بررسی کنم و ببینم آیا من که ادعا می‌کنم به درمان رسیده‌ام، واقعا بیماری اعتیاد از وجودم ریشه‌کن شده است؟!! اعتیاد یک بیماری مزمن است که هیچ‌گاه ریشه‌کن نمی‌شود و من زمانی که به رهایی می‌رسم، برای پایداری، باید از رهایی خودم مراقبت و مواظبت کنم. این کار جز با آموزش امکان‌پذیر نیست. باید آموزش‌های کاربردی را در زمینه اعتیاد دریافت کنم. باید بدانم اصلا اعتیاد چیست؟ برای رها شدن از اعتیاد چه آموزش‌های موردی (آموزش‌های مخصوص اعتیاد) را باید ببینم؟ این مراقبه فقط با حضور در جلسات آموزشی امکان‌پذیر است. تمام افرادی که می‌روند و صدمه می‌بینند و پایداری در آن‌ها به وجود نمی‌آید، تنها دلیلش این است که وصل نیستند و آموزش نمی‌گیرند. من زمانی می‌توانم بگویم به رهایی رسیدم که دیگر در من هیچ اعتیادی وجود نداشته باشد. اما وقتی به خودم نگاه می‌کنم می‌بینم راحت دروغ می‌گویم. زمینه تخصصی ما افراد مصرف‌کننده اعتیاد به مواد مخدر است اما همین اعتیاد بسیاری رفتارهای ناهنجار و اعتیادهای پنداری را در ما به وجود آورده است. برای پایدار ماندن باید دانه به دانه رفتارهای نادرست را شناسایی کنم. به عنوان مثال بررسی کنم ببینم آیا من که زمانی دروغ می‌گفتم، در شرایط جدید، اگر جایی گیر کنم باز هم دروغ می‌گویم یا نه؟! فقط ادعای رهایی را نداشته باشم. اگر توانستم در موقعیت‌های خاص دروغ نگویم، اگر توانستم روی رفتارهای نادرست دیگر مثل بی‌نظمی و خیلی اعتیادهای پنداری دیگر کار کنم و آدمی عاری از هرگونه اعتیاد شوم، آن زمان می‌توانم بگویم پایدار و رها شدم. برای رها شدن خیلی باید مراقب باشیم. در چیزهایی که به ما ربط ندارد مداخله نکنیم. قضاوت نکنیم. همین قضاوت کردن در روند پایداری بسیار صدمه‌زننده است.
  • دانشپذیر ابوذر: ترک شروع کار است اما باید باقی مسیر را هم طی کنیم. باید در تغییر حرکت به سمت موفقیت خواست قلبی داشته باشیم. من به عنوان کسی که قبلا مصرف‌کننده بوده، باید روی نقص‌های فعال خود کار کنم. یک سری نقص‌ها مثل بداخلاقی با ترک کردن از بین می‌رود، اما یک سری از آن‌ها را تا آخر عمر یدک می‌کشیم. من امروز باید شخصیت خودم را به راهنما بسپارم که مرا درست شکل دهد که یاد بگیرم هر روز روی نقص‌های خود کار کنم. درمان یعنی من باید بپذیرم بیمارم و باید به اینجا بیایم و آموزش بگیرم. باید بدانم تا مدت‌ها پس از رهایی بیماری من هر روز صبح زودتر از خودم بیدار می‌شود و من باید در برخورد با آن هوشیار باشم. امروز باید تسلیم باشم و دچار غرور نشوم. رهایی مدت نمی‌شناسد و هرزمانی احساس بی‌تفاوتی به سراغ من بیاید، عود مجدد اتفاق می‌افتد. هر موقع احساس کنم دیگر به درمان نیازی ندارم بی‌شک مشکل به وجود می‌آید.
  • دانشیار بهشتی: برای دانشیاران هم بسیار مهم است که دانشپذیر آن‌ها ترک کرده یا به درمان رسیده است. در درمان ترک باید اتفاق بیفتد اما همان‌طور که دانشپذیران دارند درمان می‌شوند و آموزش می‌گیرند، ما دانشیاران هم آموزش می‌گیریم. مواد را می‌شناسیم، مصرف‌کننده را می‌شناسیم، نوع رفتار با مصرف‌کننده را می‌شناسیم و روی بخشش و صبر خود کار می‌کنیم. چیزی که از همه مهم‌تر یاد می‌گیریم این است که یاد می‌گیریم از خود مراقبت کنیم. من به عنوان دانشیار یاد می‌گیرم که باید یک انسان سالم از لحاظ جسمانی و روحی و روانی باشم تا بتوانم از دانشپذیرم که یک بیمار است و بیمار بسیار سختی است حمایت کنم و در اصطلاح بال پروازش باشم. امیدوارم ما دانشیاران همیشه این نکته را در نظر داشته باشیم که تا سالم نباشیم، نمی‌توانیم حامی خوبی برای دانشپذیران باشیم.
  • دانشپذیر پیمان: اصطلاح درمان به تنهایی صحیح نیست و به جای آن باید از فرایند درمان استفاده کرد. وقتی می‌گوییم درمان، یعنی بعد از مدتی به پایان می‌رسد و همه چیز درست می‌شود. نه این نیست. فرایند درمان درست است و تا آخر عمر ادامه دارد. تا آخر عمر بیماری با من هست. همین‌طور که امروز که دو سال و هشت ماه است به رهایی رسیده‌ام، بیماری هنوز هست و با من صحبت می‌کند. نباید هیچ‌گاه فراموش کنم که بیماری جسمانی، روحانی و روانی اعتیاد تا همیشه همراه من است و نباید از آن غافل شوم. باید ببینم امروز و در حال حاضر از کدام جنبه آن در معرض خطر هستم و امکان دارد گزیده شوم؟ آیا امروز به آن خودباوری و خودشناسی رسیده‌ام که بتوانم نوع خطری که از جانب بیماری مرا تهدید می‌کند، در هر لحظه شناسایی کنم؟ من با تمام وجود اقرار می‌کنم که نه می‌دانم و نه می‌توانم!!! علی‌رغم اینکه گاهی در خلوت خودم ادعای دانستن دارم اما واقعیت این است که هیچ نمی‌دانم!! درمان زمانی به اوج خود می‌رسد که من از مرز مصرف‌کنندگی به تولیدکنندگی رسیده باشم. یعنی اگر طالب شادی هستم به دنبال آن در بیرون خود نباشم، در درون خود شادی تولید کنم!! مشکل من مصرف مواد مخدر نبوده، حتی مشکل من نوع مصرف هم نبوده است. مشکل من یک بیماری به نام اعتیاد است که با من صحبت می‌کند، در زمان تنهایی با من صحبت می‌کند!! آیا من امروز توانسته‌ام این بیماری را به درستی بشناسم؟! آیا امروز توانسته‌ام خلاهای روحانی خود را پر کنم؟! آیا توانسته‌ام خدا را وارد زندگی خود کنم، همان کسی که نبودش در زندگی‌ام باعث تمام کمبودهای من شده است؟! آیا امروز توانسته‌ام از لحاظ روانی انسانی متعادل شوم؟ اگر پاسخ تمام سوالاتم مثبت باشد تازه می‌توانم بگویم پنجاه درصد درمان را انجام داده‌ام.
  • دبیر: ما خانواده‌ها در مسیر درمان هیچ‌گاه فرایند زمان را فراموش نکنیم. عجله نکنیم، تا درمان به صورت درست و کامل مسیر خود را طی کند. برای فردی که سالیان زیادی اعتیاد داشته است، زمان کمی مثل شش ماه و یک سال جواب نمی‌دهد. باید روی خود کار کند. ما اگر بخواهیم سنگی را صیقل دهیم، زمان می‌برد، چه برسد به پیچیدگی یک انسان که با اعتیاد ادغام شده است. کار آسانی نیست و احتیاج به صبر و حوصله دارد. با صبر، آرامش بیشتری برای طی مسیر به وجود می‌آید.
    گردآورنده : دانشیار فلاح
    عکاسان : دانشیار حسن پور – دانشپذیر اصغریترک یا درمان اعتیاد