تغییر افکار
پیرمردی یک تبر داشته است و یک روز متوجه میشود که تبرش گم شده است و باخود فکر میکند چه کسی آن را دزدیده است؟  وقتی همسایه اش را زیر نظر میگیرد متوجه میشود که او رفتارهای مشکوک دارد. باخودفکرمیکند که حتما کاراو بوده است پس من باید پیش قاضی بروم و به او بگویم . وقتی به خانه برمیگردد، میبیند تبرش درخانه است و جای آن را همسرش جابجا کرده است سپس دوباره همسایه را زیر نظر میگیرد و این بار برداشتی که از رفتارهای او داشته همه خوب و مثبت است.

پائوکوئیلو میگوید: انسان ها هرچیزی را که میبینند همان چیزی است که دوست دارند .

اگر ما به دنبال ایرادگرفتن باشیم هزاران مشکل و ایراد میتوانیم از کارگاه های آموزشی ، جمعیت و… در بیاوریم و مدام به مشکل میخوریم سپس بایدچشم ها راشست ،طور دیگر دید.

مادرگذشته افکار و احساسات غلط زیادی داشته ایم ، واقعیت این است که ما بسیاری از بیماری هارامی توانیم مهار کنیم و درگروه درمانی موفق به مهار اعتیاد خود شویم ولی هیچ گاه درمان نشده ایم زیرا که درمان قطعی برای چیزی است که برگشت و عود نداشته باشد و فلسفه ستیپر هم همان مهار است . فرد به صورت کنترلی دارو مصرف میکند و طی زمان تیپر خود آموزش های کارآمد را برای کنترل افکار ، رفتار و احساس و همچنین غلبه بر وسوسه می گیرد تا زمانی که رهاشده احتمال برگشت به حداقل برسد .

عود مجدد باور فرد مصرف کننده را خراب می کند به همین دلیل کسی که برای اولین رهایی خود وارد گروه می شود ، آمادگی کامل برای دریافت از لحاظ جسمی و روحی دارد ولی کسی که بارها کمپ را تجربه کرده به دلیل خماری ، استرس ، مشکلات روحی روانی و فیزیک  و اینکه داشتن آموزش و آموزش های لازمه برای خانواده ، آمادگی ندارد و این مسائل و آموزش نیاز به پروسه ی شش ماهه دارد تا فرد کاملا آماده شود و مقوله ی افکار و رفتار با مقوله ی فیزیک خیلی متفاوت است و کسی که میخواهد روی افکار و رفتارش کارکند باید باید چند نکته را در نظر بگیرد که شامل :

  1. انتخاب شرایط ۲٫ تغییر شرایط ۳٫ واکنش صحیح در شرایط بد

انتخاب شرایط : بستر و شرایط مناسب را برای خود اماده کنیم .

فردی که دوش گرفته و وارد یک سالن با موسیقی شاد میشود ناخودآگاه سرشار از انرژی میشود و هنر افرادی که رهایی بالا دارند این است که بتوانند شرایط را تغییر دهند و نیز یاد گرفته اند که طوری رفتار کنند تا شرایط بد به آنها غلبه نکند و بهترین واکنش را در بدترین شرایط داشته باشند و برعکس فردی با یکبار رفتن به مراسم عروسی و قرار گرفتن در شرایط نا مطلوب مشروب مصرف میکند . تغییرشرایط ، باعث پایداری در رهایی میشود ، واکنش صحیح در مقابل افکار غلط نیاز به تمرین و تکرار دارد .

مهار و کنترل افکار و احساس چندمرحله دارد که شامل:

  1. شناخت رفتارها وافکار هایی که باید دگرگون شوند : یعنی این افکارها باید ابتدا شناسایی و بعد ویرایش شوند.
  2. بررسی و شناسایی عواملی که رفتار و افکار را موجب شده است : چه چیزی و چه عاملی باعث شدکه من دروغگو باشم باید من رفتارم را ریشه یابی کنم تا متوجه ایرادها شوم و آنهارا اصلاح کنم .
  3. شناخت عواملی که موجبات پایداری و بقا رفتار رادر ما فراهم میکنند: مایکسری نواقص داریم که مارادر جایگاه اشتباه نگه داشته است مانند فردی که آگاهی کامل از عواقب اعتیاد دارد و مشکل خودرا کاملا پذیرفته است ولی در آن جایگاه باقی مانده است پس باید عواملی که باعث ماندن او در این رفتارشده است را باید پیدا کند و اگر این شناسایی صورت نگیرد مشکل او حل نمی شود.
  4. ارائه ی برنامه ی جدید که شامل چند آیتم است به این ترتیب که ، شرطی سازی کلاسیک ( جایگزین کردن یک عامل محرک به جای عامل محرک دیگر) : مابرخی رفتارها را جایگزین برخی رفتارهای غلط می کنیم ولی این جایگزینی نمیتواند به صورت دقیق باشد و نمیتوانیم عین خود عامل را شبیه سازی کنیم مثلا در گذشته موادخریدن از ساقی و مصرف حال خوب را به ما میداد و حال امروز با قرار گرفتن در گروه و عشق موجبات حال خوب را فراهم می کنیم پس حواسمان باشد که آن شرایط به همان شکل برنمیگردد و باید پذیرفت که جایگزین ما شبیه نیستند و واقعیت امر این است که محرک های گذشته بسیار قوی تر وقدرتمندتر بوده اند.
  5. خاموش کردن بسیاری از رفتارها : باخاموش کردن موجب می شویم که آن موضوع و رفتار غلط در ذهن ما دیگر تقویت نشود و متوقف شود مانند ماهواره که تهاجم فرهنگی را انتقال می دهد و خیلی از افراد ظرفیت استفاده از آن را نداشته اند و نمیشد این وسوسه و عامل تحریک اعتیاد راخاموش کرد ولی ما میتوانیم رفتار خود را خاموش کنیم و ضد ارزش ها تبدیل به به امری عادی نشود زیرا ضدارزش ها وقتی دائم مرور می شود آرام آرام عادی شده و ما تحت تاثیر آن قرار میگیریم ، ماباید قدرت خاموش کردن افکار و رفتار غلط را در خود داشته باشیم و باید برای خود چهارچوب در نظر بگیریم و این امر با شناخت خودم صورت میگیرد و باید بدانیم انقلاب مخملی چطور در من شکل میگیرد تا بتوانیم خاموش کنیم .

زمان داد و تدریجی کم کردن ( کارکردن روی افکار و رفتار ) : این قسمت توسط راهنما صورت میگیرد و اوست که در این مرحله تشخیص می دهد که تدریجی کم کند و یااینکه مواردی هست که فورا باید قطع شود.

جرات آموزی : تکنیک موثری است که در گروه درمانی توسط راهنما انجام میشود ، راهنما با تمرین و تکلیفی که به رهجو میدهد ، شهامت فرد را بالا می برد به همین دلیل است که فرد تازه وارد در ادامه ی درمان آن ترس اولیه را از قطع ندارد و اگر به فرد تازه وارد بگوییم می توانی قطع کنی ، او پاسخ می دهد که مگر میتوانم از نظر دانشمندان بزرگترین محصول جرات آموزی این است که اعتمااد به نفس ازدست رفته ی افراد را بر میگرداند و جرات آموزی با تمرین شکل میگیرد .

آموزش حل مسئله : آموزش حل مسئله یک فرآیند است که این دو مورد را ایجاد میکند .

۱٫شناسایی پاسخ خای ممکن در مقابل شرایط وسوسه انگیز .

  1. بالابردن احتمال انتخاب یک پاسخ موثر از مجموعه ای از پاسخ ها : یعنی از بین بردن راهکارها ، چند موردی هست که بسیار قوی تر و کارآمدتر باشد و ماباید انتخاب صحیح داشته باشیم و باید آنقدر مهارت داشته باشیم تابهترین جواب را به وسوسه هایمان بدهیم.

دراین دنیا همه چیز نوسان دارد و در حال تغییر است . اگر به کوه ها ، موج دریا ، نت موسیقی توجه کنیم ، با بالا و پایین شدن است که زیبا هستند و خداوند همه چیز را از حالت ثبات در اورده تا معنای لذت بردن را متوجه شویم و درک کنیم و اگر فکر مرگ نبود ، غرور همه ی وجود ما را می گرفت و این فکرکردن به مرگ باعث میشود تابه عاقبت کارهایمان فکرکنیم و درست انتخاب کنیم.

بایزید بسطامی میگوید : وقتی فقیری بر کریمی وارد می شود ، نمی پرسد چه آورده ای بلکه میگوید چه می خواهی پس باید اثر خوبی به جا گذاشت . تمام فرصت های ما دراین دنیا در اختیارمان قرار دارد پس فکر کنیم برای چه رسالتی آمده ایم و چه چیزی را دنبال می کنیم و در آخر به چه چیزی می خواهیم برسیم .

نگارنده مطالب : دانشیار طاهری

صفحه ما را در اینستاگرام دنبال کنید.

آخرین نظر و8 نظر (های) دیگر باید تأیید شود.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.